تبليغاتX
انجمن طنز
وب نوشتی گروهی در راستای هدف پالایش ادبیات طنز ایرانی از لطیفه های توهین آمیز
گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآيد!
گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد!
گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد!
گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد!
گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد

آقا محسن

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9:18  توسط انجمن طنز  | 

شاهدon   نیست!....کــــــــه مویی و میانی دارد؟؟

بنــــــــــــده ی طلعت آن باش کـــــــــه  on ی  دارد!

 

شاهد on  نیست!.... کــــــــــــه   pm بفرستد مارا؟

یــــــــــــا کـــــــــــــه از        ID بنده نشــــــانی دارد؟

 

شاهد  off  است و  ز مــــــــو یا ز میانش چه ثمـــر

چون که بی webcam  خــــــــــــود روی نهانی دارد!

 

اي خوش آن دوست که با ميل و مسنجـر همه شب

خوشتر از باد صبـــــــــــــا  ، نامــــــــــــه رساني دارد

 

خرّم آنکس کــــه بــــــــــــــه دور از نظـــــــــر کاربران

بهــــر چت کردن خـــــــــــود دنج مکـــــــــــانی دارد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 10:14  توسط انجمن طنز  | 

باید که شیوه‌ی سخنم را عوض کنم

شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم

 

گاهی برای خواندن یک شعر لازم است

روزی سه بار انجمنم را عوض کنم

 

وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من

وقت است قیچی چمنم را عوض کنم

 

باید پس از شکستن یک شاخ دیگرش

جای دو شاخ کرگدنم را عوض کنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 14:42  توسط انجمن طنز  | 

این ترانه بوی نان نمی دهد
از قدیم همچنان نمی دهد

بانک وام ازدواج می دهد
لیک وام زایمان نمی دهد

کلّه پز عدالتش صحیح نیست
مغز می دهد، زبان نمی دهد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 9:42  توسط انجمن طنز  | 

به نام خداوند ويروس گارد

كنون رزم Virus و رستم شنو / دگرها شنيدستي اين هم شنو

كه اسفنديارش يكي Disk داد / بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

در اين Disk باشد يكي File ناب / كه بگرفتم از Site افراسياب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 10:28  توسط از همه رنگ  | 

 

دلم انفجاريست ، بمبم تو باش              دري بسته هستم ، پلمبم توباش

 

مرا كشف كن گرچه دور از توام             بيا و كريستف كلمبم تو باش

 

            

                                                         ادامه ندارد.../

هامش

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 10:34  توسط انجمن طنز  | 

الا یا ایهاالساقی ادر کاسا و ناولها

                                 که عشق آسان نمود اول ولی تالار و شام و عاقد و عکاس و آرایشگر و فیلم و لباس و تاج و کفش و کیف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجیر و سرویس طلا آنهم از آن سرویس خوشگلها... و از این جور مشکلها !

مهدی استاد احمد


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 16:23  توسط انجمن طنز  | 

در ثنای دانشگاه آزاد:
سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، كه تركش موجب بي مدركي است و به كلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي كه آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سالي دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب...... از جيب و جان كه بر آيد ...... كز عهده خرجش به در آيد

دعاي پاس کردن درس:
الهي ادرکني پاسا ترمي به نمرتي دهي و دوازدهي و حفظا من مشروطي و فلجا استادي و لغوا امتحاني بحق برفا و آلودگي جوا اين دعا رو امشب به همه توصیه کن و تا آخر ترم ديگه درس نخون مطمئن باش جواب ميگيري ...شک نکن...  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 22:29  توسط محسن  | 

 
 

در تبلیغات یکی از نامزدهای انتخاباتی شورای شهر این جملات را دیدم :
حل مشکل ازدواج
ریشه کن کردن اعتیاد
ساختن باغ وحش
ارزان کردن مسکن...
دستمایه ابیات زیر را مدیون ایشان هستم....و به او رای خواهم داد!

گربه شورا راه یابد پای من
هرچه ویرانی است عمران می کنم

می روم هر شب به میدان های شهر
هر چه ساعت بود میزان می کنم

مشکلات شهرتان را رتق و فتق
پشت میز و پشت فرمان می کنم

کوچه های تنگ را هر شب فراخ
هرچه بن بست است دالان می کنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 14:41  توسط انجمن طنز  | 

نخستین بار گفتش کز کجایی؟
مبادا هم محل، هم خاک مایی؟
چرا این دختر همسایه مان را
تو کردی خواستگاری بی خبر،ها؟!
چرا اورا تو کردی انتخابش؟
بگفتا: مطمئنم از جوابش!
بگفتا: نرخ مهرش با تو گفته؟
بگفت: آن را که داده، کی گرفته؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 11:15  توسط انجمن طنز  | 

روی قبرش بنویسید که شاعر بوده ست                      به شاعری که هرگز زاده نشد!

شاعری فحل٬ که بسیار معاصر بوده ست!

بنویسید که با یک سفر از ده به کرج

فکر می کرده که یک عمر مسافر بوده ست

ننویسید که کلاْ سر او بی مو بود

بخشی از پشت سر شاعر ما  فر بوده ست

ننویسید که شعرش غلط وزنی داشت

چون که از هر نظر این نابغه نادر بوده ست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 15:56  توسط انجمن طنز  | 

هاشمي رفسنجاني در خصوص برخوردهاي اخير با دانشگاه آزاد گفت: موذي‌گري نسبت به دانشگاه آزاد شكست خواهد خورد.» - جرايد
«دكتر جاسبي، رئيس دانشگاه آزاد، گفت: همه را راضي مي‌كنيم.» - جرايد
نام دانشگاه ما آزاد باشدh.j.jpg
اي كه گفتي شهريه‌اش مازاد باشد

خرج دارد كلاً اين آزاد بودن
دير باور قابل ارشاد باشد

اطلب‌العلم ولو «بالسيم» اي دوست
اصل امروزين اين بنياد باشد! *


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 12:46  توسط انجمن طنز  | 

آدمت نیستم آن­گونه که حوا باشی

عاشقت هم نشدم، هرچه که زیبا باشی

 

چقدر حرف تو را شب همه شب گوش کنم؟

بچه­ات نیستم آنقدر که بابا باشی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 9:16  توسط انجمن طنز  | 

یک وزیری داخل ماشین نشست

کیف و گوشی دفتر و دستک بدست

کم کمک با شوفرش دمساز شد

باب صحبت بین آن دو باز شد

آن وزیر از ارز با رانده گفت

شوفر از گاز و کلاچ و دنده گفت

شوفر از فرسایش لاستیک گفت

شیخ از پیمان آتلانتیک گفت

آن وزیر از ارز گفت و از دلار

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 13:15  توسط انجمن طنز  | 

شاه و گدا  رايت و سلطان شدن بد است

 

با اين حساب ساده كه انسان شدن بد است

 

شيطان شبي به روي خودش خنجري كشيد

 

گفتم به تو چه شاعر شيطان شدن بد است

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 19:19  توسط انجمن طنز  | 

نباشد مهم ورزش بانوان
که گفته است فردوسی این را عیان:
" ز نیرو بود  مرد را راستی "
که او را نگویند چون ماستی!!
ز نیرو بود راستی " مرد " را
نه زن های کم زور دلسرد را!
کِشد گرچه زن، غصه و درد را
ولی هست نیرو فقط مرد را!
بیارد به زن، مشکلاتش فشار
نیاید ورا لیک نیرو به کار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 14:5  توسط انجمن طنز  | 

با وجود داشتن ادبیات غنی فارسی چرا پیغام گیر تلفن ما باید جملاتی انگلیسی و یا کلماتی کلیشه ای را تحویل تلفن زننده بدهد. در زیر مجموعه ای از اشعار فارسی برای پیغام گیر تلفن شما ارائه شده است.

روی تصویر کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 12:3  توسط انجمن طنز  | 

 
زیر باران راه می‌روم
با چشم‌هام آشغال‌ها را از روی زمین جمع می‌کنم
ترانه می‌خوانم
می‌خندند
داد می‌زنم:
لعنت بر پدر و مادر کسی
که
در دلم آشغال بریزد! جلال سميعي
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 15:40  توسط انجمن طنز  |